پی نوشت: چند روز پیش از گروه بچه های حاسب یه ایمیل جالب و کوتاه برام اومد. رضا کیانیان تو یکی از فیلم هایی که بازی کرده یه دیالوگ جالب داره:(خط اول)
ماه رمضان رسيد و ما بههم نرسيديم! نه پارسال و نه امسال، قسمت نشد كه افطارِ دستهجمعي كرده، «اَللّهُمَّ لَكَ صُمْتُ»(2) از شماها بشنوم و سحر برايتان «اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِاَبْهاهُ...»(3) بخوانم!
ماهي رسيد كه گرسنگي و مختصري تلخي دارد. اما رحمت خدا و تربيت دنيا براي شما ميآورد. ماهي كه نمونه كوچكي از زندگي واقعي و سرمشقي از راه پيروز شوندگان است.
اميدوارم اگر من امسال نيستم و در زندان دعايتان ميكنم، شما موفق و شاد باشيد. رحمت و رضاي خدا و سلامتي و توانائي نصيبتان بشود و قدر اين ماه مبارك را بدانيد.
مختصري گرسنگي و بيحوصلگي ميكشيد. اما به معده و مزاجتان استراحت و اجازه ميدهيد بهخانه تكاني داخلي بپردازد و زهرها و زياديها را بيرون بريزد. طولي نميكشد كه به افطار به آزادي غذا ميرسيد. به خودتان تبريك ميگوئيد كه عرضه بهخرج داده، توانستهايد بر مشكلِ روزه و بر نفس مسلّط شويد. ديگران چنين قدرت و عرضهاي ندارند. ناراحتي روزه بالاخره فراموش ميشود. اما اصلاح جسم و تقويت روحيه و اراده و ثواب آخرت برايتان باقي ميماند. حضرت امير(ع) ميفرمود:
«لِلصّومِ فَرْحَتانَ عِنْدَالاِفطارِ وَ عِنْدَ لِقاءِالله »(4)
براي روزه دو لذّت است، با روزه گرفتن، حيوانيت و اسارتِ شكم و شهوت را از خود دور ميكنيد و در عوض به خدا نزديك ميشويد. براي آنكه با شكمِ سير و زندگيِ راحت، آدم بيخيال و غافل و تنبل ميشود. ولي گرسنگي و احتياج، شخص را بيدار و هوشيا ميكند. فكر باز ميشود و ذوق شكفته ميشود. صفا و روحانيت زنده ميشود. از طرف ديگر ناتواني خود و احتياجمان را به نعمتها و نيروهاي خدا كاملاً حس ميكنيم. يك «لاحَولَ وَ لاقُوَّةَ اِلاَّ بِالله» (4) كه از روي احساس و اعتقاد بگوئيم، ثوابش صد چندان بيشتر است.
اما شب؛ باز برنامه معمول يازده ماهه را بهم ميزنيد. براي اطاعت خدا خود را از اسارتِ راحتطلبي و غفلتِ خواب بيرون ميآوريد. در دل شب كه سايرين خفته و مثل مردهاند، ولي نظام آفرينش برقرار و بيدار است، شما هم بيدار ميشويد تا خدا را بهياد آوريد. او را شكر و تسبيح كنيد و بهراز و نياز بپردازيد. براي بينواها و محرومها و مردهها دعا كنيد.
سعي كنيد نمازهايتان را اول وقت بخوانيد. بعد از افطار يا ظهر؛ يك حزب قرآن بخوانيد، غيبت نكنيد، دروغ نگوئيد، بدي كسي را نخواهيد و به كسي بدي نكنيد. از گناههاي گذشته توبه كنيد. پيِ معرفت و تحصيل علم برويد...
هفتهاي يك شب سعي كنيد دعاي افتتاح را تمام يا نصفه با هم بخوانيد و به معنايش توجه كنيد.
شبهاي احيا را فراموش نكنيد كه ممكن است شب قدر باشد و مقدّراتِ سال و عمرمان عوض شود.
خلاصه آنكه اين ماه، ماه عبادت، تربيت و انشاءالله رحمت است.
يازده ماه از سال براي خودمان ميخوريم و ميدويم و ميخوابيم، يك ماه را از خود و از مردم بريده به طرف خالقمان برويم و از پيش او به طرف مردم و خودمان بيائيم.
خدا يار و نگهدار شما
بازرگان - 12/10/1342
پی نوشت:
مهندس بازرگان در پشت اين نامه نوشتهاند:
«دو سه روز به ماه رمضان مانده بخوانيد»
امشب شب نفی ظلم، وابستگی ، دنیا طلبی و دین داری دروغین است.
امشب شب تولد آزادگی و مردانگی است.
امشب شب تولد تمام خونهایی است که در راه حق ریخته شده است.
امشب تمام مادران و پدرانی که عزیزان خود را در راه حق و آزادی انسان از دست داده اند و یا عزیزان خود را در بند دارند خوشحالند و می خندند. چرا که عاقبت حق و ایستادگی در راه حق را در راه حسین دیده اند.
یا حسین ... من نمی توانم درباره توچیزی بنویسم. خودت می دانی چرا ....
یا حسین... بسیاری از دختران و پسران این مرز و بوم وقتی در خلوت و تنهایی خود به تو فکر می کنند دلشان یک جوری می شود. انگار یک چیزی که گم کرده اند یا شاید فراموش کرده اند را در تو جستجو می کنند...
یا حسین... تولدت مبارک
آقا اجازه!!
ما قرصمان دیر شده است
نگران نباشید
هنوز اثرات قرص قبلی در سرمان مانده است
ما چند باری تا مرگ رفته ایم
و دوباره مانند نوزادی که از رحم مادرش
به این دنیا پا می گذارد
از همان راه رفته باز گشته ایم
مثل همان نوزاد که از آب و گِل در نرفته
در گِل دنیای نکبت بار
مثل خر ملای نصرالدینی خرغلط می زند
ماهم در گل فرو مانده ایم
آقا اجازه!!
ما قرصمان دیر شده است
بسیار عاشق شدیم
آخرینش همین چند وقت پیش بود
که عاشق سوسک کاسه توالت شدیم
و دلمان نیامد زیر پا له اش کنیم
آقا اجازه!!
ما مدرن را دوست نداریم
هنوز آش برایمان بهترین غذاست
ما با پیتزا کاری نداریم
ما هنوز
با کرسی خوش نشین تریم
تا بخاری کازی یا فن کوئل
آقا اجازه !! ما روزی چند قرص می خوریم؟!
ما قرصمان دیر نشده؟!
آقا ما حالمان خوب است
گناهی نکرده ایم
جز اینکه یک سطل آب به چشمه ای ریختیم که خشکیده بود
تا اگر کسی به آنجا رفت تشنه برنگردد
داخل پرانتز می گویم
(ما نگران دختر مو بور بودیم تا دیگر از چشمه با سطل خالی برنگردد)
آقا ما هوایی شده ایم
اجازه داریم کمی هوا بخوریم
آقا اجازه می دهید از شما اجازه بگیریم
تا شما اجازه بدهید که
قرصمان را بخوریم؟!
ما نگرانیم
نگران تمام کسانی که هوایی شده اند
هوای دل به دلشان زده
آقا اجازه
یک حرف محرمانه بگوئیم؟!
بعضی از بس مردم را رنگ کرده اند
مداد رنگیهایشان تمام شده
تنها رنگ سفید بی مصرف مانده
من سفید را دوست دارم
من دوست دارم شب را سفید قلم بزنم
آقا ما همیشه
نگران رود سفید رود بودیم
که چرا
پشت دیوار بتنی گیر کرده است؟!
آقا اجازه!!
قرصمان کجاست؟!
ما نگران قرصمان هستیم
ما سلام نگفته
جواب خدا حافظی می شنویم
ما حرف داریم
ما دوست داریم با صدای بلند فریاد بزنیم
قرصمان کجاست؟!
نفس کشیدن زوری شده است
پس دادنش را اختیاری کنید!!!
آقا اجازه
به نظر شما قرصمان دیر نشده؟!
آقا ما زیاد حرف می زنیم
خوب می دانیم
ما زبانمان سرخ است
و کله مان از سبزی بوی قرمه سبزی گرفته
ما بارها گفته ایم:
که زیادیم
نه شاید زیادی هستیم!!
ما کم نبوده ایم
هر وقت بودیم محترمانه نیست شدیم
انگشت تحکم همیشه به ما اشاره داشت
ما هوایی شده ایم
نه اینکه تا به حال زمینی بودیم
نه!
آقا اجازه
قرصمان را نمی دهید؟!
آخر ما از گفتن واژه های ممنوعه در هراسیم
بارها شنیده ایم
که فلانی در فلان جا فلان حرف را نزده به فلان جایی رفت که فلانی نی انداخت!!
فقط و فقط
نی میداند که کجاست
و تنها چوپان دروغگو زبان نی را میداند
چوپانان دیگر
در خواب بودند
که سگ با وفا همراه گرگ
به گله زد
آقا اگر ادامه بدهیم
دیگر قرص هم سد سخن نمی شود
قرصمان را بدهید
ما حس می کنیم
که یا از مردم آنقدر عقبیم
که مردم کوچک شده اند
یا آنقدر جلوتر
که ما برایشان کوچک شده ایم
آی مردم!!
شما را دوست داریم
شما قرصمان را بدهید!!!
بی شک جامعه امروز ایرانی به این نتیجه رسیده است که وقت یک تغییر فرهنگی فرا رسیده است ... تغییری که در آن تمام مردم ایران زمین و به طور خاص جوانان آن از هر طبقه ، قوم ، نژاد و مذهب سر دمدار این تغییر خواهند بود.
این تغییر بر پایه بازگشت به ارزش های اصیل انسانی و الهی، تکیه بر خرد ، دانش و تجربه بشری خواهد بود. این تغییر (البته به نظر اینجانب) پیش نیاز توسعه همه جانبه ایران خواهد بود.
امروز ما در سرآغاز یک حرکت قرار داریم . حرکت سبز ... برای ایرانی سبز ...
دلم گرفته است . دلم برای مظلومیت حق گرفته است.
جوانان این سرزمین را مشتی ارازل و اوباش می خوانند و به راحتی با حق مردم بازی می کنند.
آنقدر ناراحتم که فقط می توانم بخندم. خنده ای دردناک . دردناک از سیلی استبدادی که بر صورت این ملت است .
استبدادی که به هیچ ارزش بشری و انسانی پایبند نیست و فقط مثلث زر و زور و تزویر را می پرستد.
تاریخ تکرار خواهد شد.... هیچ ظلمی بی پاسخ نمانده است. به قول یکی از دوستان باید عشق، امید و اعتماد به نفس داشت....
متن نظر ارسالی:
آقا سلام عرض شد
شدیدا ارادتمندیم
فکر میکنم کمتر کسی در کشور باشه که مناظره دیشب را ندیده باشه!
یک مطلب بسیار مهم و ریز در در مناظره دیشب وجود داشت و آنهم شهامت و جرات احمدی نژاد در رو کردن دست گل پسرهای هاشمی بود که تا امروز هیچ دولتی جرات بازگو کردن نام این چپاولگران را نداشته و به سختی هم داره با اینها مبارزه میکنه.
علیرضای عزیز ! اگر میخواهیم به حقیقت برسیم چاره ای نداریم جز اینکه به دور از احساسات و فراجناحی به قضیه نگاه کنیم.
مسئله میر حسین دقیقا مکمل اقدامات سال 76 خاتمی است!
اشتباه نکن!!!!!!!!
خاتمی برای بدست آوردن آرای مردم دست به کار خطرناکی زد و وعده آزادیهای بی حدو مرز را به جوانان ما داد و آرای مردم را هم گرفت! اما نتیجه چه شد؟؟؟؟؟
مانتوها مینی ژوب شد!
پاچه های شلوار دختران ما کوتاه شد!
روسری ها مفهوم خود را از دست دادند و نهایتا...
دختران ما که در نجابت در دنیا حرف اول را میزدند به شیخ نشینهای خلیج فارس ترانزیت شدند!!!!!!!
خدا را شکر که باکری رفت و چنین روزهایی را ندید.
امیدوارم که احمد متوسلیان هیچگاه برنگردد چون با دیدن این اوضاع دق مرگ میشود.
میر حسین در مناظره حرفی برای گفتن نداشت! اصلا این آدم انقدر خالی است که
توان یک مناظره معمولی را ندارد چه رسد به اداره یک کشور!
علیرضای عزیز من ! دستهای سیاست خیلی پنهان و کثیفه!
آیا تو واقعا فکر میکنی اگر موسوی رای بیاره خودش گرداننده امور است؟؟؟!!!
تا حالا کجا بوده؟
مسئله پیچیده تر از این حرفهاست.
بیشتر تحقیق کن خیلی بیشتر.
منتظر نظراتت هستم
موفق باشی دوست خوبم
پاسخ اینجانب:
سلام
ممنون که سر زدی
من به نظر شما احترام می ذارم ولی با کمال احترام عرض می کنم که اصلا موافق شما نیستم.
آیا فکر کردین مشکلاتی که مطرح می کنید ریشه از چی گرفته ؟ آیا این مشکلات ناشی از روی کار آمدن خاتمی یا هر کس دیگه است؟ آیا اگر خاتمی انتخاب نمی شد و ناطق می آمد الان مانتو ها تنگ نمی شد و هزار چیز دیگر ....
به نظرم باید عمیق تر فکر کنیم... بله من هم با نظر شما موافقم باید تحقیق کرد فکرکرد و استدلال کرد... بالاترین نعمت خدا به انسان عقل است...
آیا ارزش های اصیل اسلامی مانتو کوتاه و مو زن است؟ و یا صداقت ، اخلاق و آزادگی است؟
چطور می شود که فردی که خود باید مجری قانون باشد بیش ترین قانون شکنی ها را می کند . چطور می شود که به راحتی و بدون ارائه کوچکترین مدرکی و بدون اثبات شدن اتهامی به مسلمان دیگری اتهام زد
بله اگر منظور شما از اداره کشور دروغ گویی ادعا و عوام فریبی باشد کاملا موافقم موسوی توان اداره کشور را ندارد.
همین اقای احمدی نژاد و دوستانش در دوره های قبل در همین دولت ها پست داشتند. آن موقع کجا بودند؟؟؟؟
همین آقایان چرا این اتهام ها را الان مطرح می کنند اگر واقعا چیزی هست چرا تا الان سکوت کرده بودند .
من هم مثل شما طرفدار حق ، عدالت و آزادی هستم . اگر آقای هاشمی مجرم است اگر آقای خاتمی و ناطق و هر کس دیگری مجرم است چرا تا به حال دولت سکوت کرده چرا از ایشان شکایت نمی کند تا برای همه مردم خیانت آنها ثابت شود
مگر نه این است که سکوت در قبال جرم همراهی با مجرم است.
بله سیاست کثیف است !!!!!!!! همین دولتمردانی که روزی در دولت های همین آقایان پست داشتند آن موقع کجا بودند چرا آن موقع که کجروی را می دیدند دم بر نمی آوردند و سکوت کرده بودند؟
اینها است که من و هزاران جوان مثل من به این آقایان و صداقتشان مشکوکیم و به ادعایشان برای ایجاد عدالت و مهرورزی مشکوکیم.......
درد ها بسیار است برادر..........
من همانطور که قبلا هم گفتم باید به ارزش های راستین و واقعی اسلام باز گردیم ........شما کجا در تاریخ صدر اسلام و تاریخ ائمه اطهار این شکل یرخورد ها این ریاکاری ها این سجاده آب کشیدن ها و این عوام فریبی ها را سراغ دارید
حضرت علی (ع) برای قاتل خود حق قایل شده است ...... امام حسین (ع) معلم آزادی و آزادگی است ...
بحث من اصلا شخص موسوی و احمدی نژاد نیست . بحث من انحراف از ارزش های انسانی و اخلاقی است . بحث من دروغ گویی و عوام فریبی است .
من خودم عضو هیچ جریانی نیستم . بچه پولدار هم نیستم . من فوق لیسانس اقتصاد هستم خانواده ای معتقد و با ایمان دارم چندین شهید در خانواده داشته ام . ولی همه آنها در حرف و عمل صداقت داشتند به همان بی حجابی که شما می گویید احترام می گذاشتند انسانی با او رفتار می کردند با عمل خود اطرافیان را تحت تاثیر می گذاشتند
بحث من اصلا بحث چپ و راست نیست . بحث من حفظ اسلام است ، حفظ حق و حقیقت است حفظ خونهای هزاران شهید تاریخ ایران است ...
من رو ببخش اگر سرت را درد آوردم . ولی به این مسئله ایمان و یقین دارم که حق همچون پرتو نوری دل سیاهی را خواهد شکافت ... چه ما باشیم و چه نباشیم
به نظرم همه ما در یک برهه حساس تاریخی و ملی قرار گرفته ایم. این بحث من فارغ از تمایلات سیاسی و نوع نگاه به توسعه کشور است. بلکه ما در مقابل یک انتخاب تاریخی قرار داریم که به نظرم در تاریخ دموکراسی ایران بی سابقه است.
ما بین انتخاب بین دروغ ، ریا کاری و بی اخلاقی و صداقت و اخلاق مداری و ارزش های انسانی قرار گرفته ایم. طنز داستان ما اینجاست که کسی که خود باید مدافع قانون ، مدافع قانون اساسی و مدافع اخلاق مداری باشد. بدترین ادبیات، زشت ترین روش ها و مزورانه ترین رفتار ها را دنبال می کند. و جالب تر اینکه خود را مدعی اسلام و قرآن می دانند . ... خدایا ما را چه شده است.... شهیدانی خون خود را در تاریخ ایران برای سربلندی ، استقلال و آزادی این ملت نثار کردند... شهیدانی که فقط حقیقت ، عشق و راستی را می دیدند و به ذره ای دروغ و ریاکاری آلوده نبوده اند. شهیدانی از صدر تاریخ ایران زمین تا به امروز چون ستارگانی درخشیده اند.... من از سید حسین فاطمی ها ، مهدی باکری ها ، آبشناسان ها و هزاران شهید دیگر می گویم ........ من از مهدی بازرگان ها و طالقانی ها می گویم که به دنبال اسلام راستین ، اسلام صداقت ، اسلام اخلاق و اسلام خردورز بوده اند. اسلامی که معتقد به رای مردم ، آزادی های مردم و حفظ حقوق آنها در همه زمینه ها است.
اسلامی که علی (ع) در آن به مالک اشتر در رابطه با حق مردم و حفظ حق مخالف فرمان می دهد. اسلامی که حسین (ع) و ابالفضل العباس (ع) را برای آزادگی و صداقت قربانی می کند.
من به عنوان یک ایرانی وظیفه انسانی خود می دانم که در حد بضاعت ناچیزم از میر حسین موسوی حمایت کنم ، چراکه در این برهه تاریخی رای به موسوی رای به اخلاق، به انسانیت و رای به بازگشت به ارزش های اصیل و والای انسانی است....