<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پرنده پرواز</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/</link>
<description>عشق - انسان - حقیقت</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 26 Oct 2009 05:04:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>حواست باشه ...</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&quot;حواست باشه چی آرزو میکنی چون ممکنه بهش برسی&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت: چند روز پیش از گروه بچه های حاسب یه ایمیل جالب و کوتاه برام اومد. رضا کیانیان تو یکی از فیلم هایی که بازی کرده یه دیالوگ جالب داره:(خط اول)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 05:04:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parande-ye-parvaz&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>parande-ye-parvaz</dc:creator>
<guid>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک داستان کوتاه: ای کاش من سیید بودم.</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&quot;ترديد داشتم که بهت اس ام اس بزنم يا نه &lt;BR&gt;ترديد شده فکر هر روز و شب من ، شده شاه بيت تمام فکرهام.&lt;BR&gt;ياد جمله معروف و الان کليشه اي شده صادق هدايت افتادم . آره، يه جورايي اين ترديد لعنتي داره ....&lt;BR&gt;خودت که بقيه اش رو بلدي آخه چرا مي خوايي دوباره تکرار کنم. خيلي بي معرفتي شدي درست همون لحظه که مي خوام کنارم باشي نيستي. از دست خودم لجم گرفته ، دليليش رو نمي دونم. تو رو خدا دوباره نصيحت کردن رو شروع نکن ... آره ... آره ... مي دونم تو درست ميگي ... اصلا من آدم بد ... اصلا من آقا گرگه داستان ... ميگي چي، چي کار کنم ... &lt;BR&gt;آخ الان چقدر دلم صداي کمونچه مي خواست ... آخ... صداي يه تکنوازي ...........واي.........&lt;BR&gt;ديشب داشتم کارتون عصر يخبندان 2 و 3 رو ميديدم . خيلي شخصيت سييد رو دوست دارم . شايد خندت بگيره ولي دوست داشتم جاي سييد بودم . با ديه گو و مندي ... &lt;BR&gt;يه رنگهايي داره تو وجودم کم رنگ ميشه مثل گياهي که بهش آب نرسيده داره ميپلاسه . آب مي خواد ، البته ببخشيد آب رنگ دار .... حتما مي پرسي چه رنگي ؟؟؟ , آره سوال خوبي پرسيدي چه رنگي؟؟؟&lt;BR&gt;انگار واقعا دارم خل ميشم تو اوج خنده بغض مي کنم ، يا تو بغض ياد يه چيز مسخره مي افتم و خندم ميگيره.&lt;BR&gt;راستي ديروز رفتم فيلم بي پولي خيلي قشنگ بوذ . &quot;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 18:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parande-ye-parvaz&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>parande-ye-parvaz</dc:creator>
<guid>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماه ...</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>ماه رمضان رسيد و ما به هم نرسيديم... 
ماه رمضان گذشت و ما .....
</description>
<pubDate>Sat, 19 Sep 2009 05:41:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parande-ye-parvaz&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>parande-ye-parvaz</dc:creator>
<guid>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رمضان؛ ماه عبادت، تربیت و رحمت (به قلم: مهندس مهدی بازرگان)</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px&quot; dir=rtl class=MsoPlainText&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;ماه رمضان رسيد و ما به‌هم نرسيديم! نه پارسال و نه امسال، قسمت نشد كه افطارِ دسته‌‏جمعي كرده، «اَللّهُمَّ لَكَ صُمْتُ»(2) از شماها بشنوم و سحر برايتان «اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِاَبْهاهُ...»(3) بخوانم!&lt;BR&gt;ماهي رسيد كه گرسنگي و مختصري تلخي دارد. اما رحمت خدا و تربيت دنيا براي شما مي‏آورد. ماهي كه نمونه كوچكي از زندگي واقعي و سرمشقي از راه پيروز شوندگان است.&lt;BR&gt;اميدوارم اگر من امسال نيستم و در زندان دعايتان مي‏كنم، شما موفق و شاد باشيد. رحمت و رضاي خدا و سلامتي و توانائي نصيبتان بشود و قدر اين ماه مبارك را بدانيد.&lt;BR&gt;مختصري گرسنگي و بي‏حوصلگي مي‏كشيد. اما به معده و مزاجتان استراحت و اجازه مي‏دهيد به‌خانه تكاني داخلي بپردازد و زهرها و زيادي‌ها را بيرون بريزد. طولي نمي‏كشد كه به افطار به آزادي غذا مي‏رسيد. به خودتان تبريك مي‏گوئيد كه عرضه به‌خرج داده، توانسته‏ايد بر مشكلِ روزه و بر نفس مسلّط شويد. ديگران چنين قدرت و عرضه‏اي ندارند. ناراحتي روزه بالاخره فراموش مي‏شود. اما اصلاح جسم و تقويت روحيه و اراده و ثواب آخرت برايتان باقي مي‏ماند. حضرت امير(ع) مي‏فرمود: &lt;BR&gt;«لِلصّومِ فَرْحَتانَ عِنْدَالاِفطارِ وَ عِنْدَ لِقاءِالله »(4) &lt;BR&gt;براي روزه دو لذّت است، با روزه گرفتن، حيوانيت و اسارتِ شكم و شهوت را از خود دور مي‏كنيد و در عوض به خدا نزديك مي‏شويد. براي آنكه با شكمِ سير و زندگيِ راحت، آدم بي‏خيال و غافل و تنبل مي‏شود. ولي گرسنگي و احتياج، شخص را بيدار و هوشيا مي‏كند. فكر باز مي‏شود و ذوق شكفته مي‏شود. صفا و روحانيت زنده مي‏شود. از طرف ديگر ناتواني خود و احتياجمان را به نعمت‏ها و نيروهاي خدا كاملاً حس مي‏كنيم. يك «لاحَولَ وَ لاقُوَّةَ اِلاَّ بِالله» (4) كه از روي احساس و اعتقاد بگوئيم، ثوابش صد چندان بيشتر است.&lt;BR&gt;اما شب؛ باز برنامه معمول يازده ماهه را بهم مي‏زنيد. براي اطاعت خدا خود را از اسارتِ راحت‏طلبي و غفلتِ خواب بيرون مي‏آوريد. در دل شب كه سايرين خفته و مثل مرده‏اند، ولي نظام آفرينش برقرار و بيدار است، شما هم بيدار مي‏شويد تا خدا را به‌ياد آوريد. او را شكر و تسبيح كنيد و به‌راز و نياز بپردازيد. براي بينواها و محروم‏ها و مرده‏ها دعا كنيد.&lt;BR&gt;سعي كنيد نمازهايتان را اول وقت بخوانيد. بعد از افطار يا ظهر؛ يك حزب قرآن بخوانيد، غيبت نكنيد، دروغ نگوئيد، بدي كسي را نخواهيد و به كسي بدي نكنيد. از گناه‌هاي گذشته توبه كنيد. پيِ معرفت و تحصيل علم برويد...&lt;BR&gt;هفته‏اي يك شب سعي كنيد دعاي افتتاح را تمام يا نصفه با هم بخوانيد و به معنايش توجه كنيد.&lt;BR&gt;شب‌هاي احيا را فراموش نكنيد كه ممكن است شب قدر باشد و مقدّراتِ سال و عمرمان عوض شود.&lt;BR&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px&quot; dir=rtl class=MsoPlainText&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;خلاصه آنكه اين ماه، ماه عبادت، تربيت و انشاءالله رحمت است.&lt;BR&gt;يازده ماه از سال براي خودمان مي‏خوريم و مي‏دويم و مي‏خوابيم، يك ماه را از خود و از مردم بريده به طرف خالقمان برويم و از پيش او به طرف مردم و خودمان بيائيم.&lt;BR&gt;خدا يار و نگهدار شما&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بازرگان - 12/10/1342 &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px&quot; dir=rtl class=MsoPlainText&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px&quot; dir=rtl class=MsoPlainText&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشت: &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px&quot; dir=rtl class=MsoPlainText&gt;&lt;B&gt;مهندس بازرگان در پشت اين نامه نوشته‌اند: &lt;BR&gt;«دو سه روز به ماه رمضان مانده بخوانيد»&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Aug 2009 20:27:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parande-ye-parvaz&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>parande-ye-parvaz</dc:creator>
<guid>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و حسین آمد ...</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>امشب شب تولد آزادی است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب شب نفی ظلم، وابستگی ، دنیا طلبی و دین داری دروغین است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب شب تولد آزادگی و مردانگی است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب شب تولد تمام خونهایی است که در راه حق ریخته شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب تمام مادران و پدرانی که عزیزان خود را در راه حق و آزادی انسان از دست داده اند و یا عزیزان خود را در بند دارند خوشحالند و می خندند. چرا که عاقبت حق و ایستادگی در راه حق را در راه حسین دیده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا حسین ... من نمی توانم درباره توچیزی بنویسم. خودت می دانی چرا ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا حسین... بسیاری از دختران و پسران این مرز و بوم وقتی در خلوت و تنهایی خود به تو فکر می کنند دلشان یک جوری می شود. انگار یک چیزی که گم کرده اند یا شاید فراموش کرده اند را در تو جستجو می کنند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا حسین... تولدت مبارک&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 21:15:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parande-ye-parvaz&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>parande-ye-parvaz</dc:creator>
<guid>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندر احوالات یک دیوانه _ کاری از عطاالله عظیمی آشتیانی</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 212px; HEIGHT: 205px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=left src=&quot;http://negahidigar.net/picture_library/14.jpg&quot; width=269 height=206&gt;آقا اجازه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ما قرصمان دیر شده است&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نگران نباشید&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هنوز اثرات قرص قبلی در سرمان مانده است&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ما چند باری تا مرگ رفته ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                و دوباره مانند نوزادی که از رحم مادرش&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                به این دنیا پا می گذارد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                 از همان راه رفته باز گشته ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مثل همان نوزاد که از آب و گِل در نرفته&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                             در گِل دنیای نکبت بار&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                           مثل خر ملای نصرالدینی خرغلط می زند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                           ماهم در گل فرو مانده ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا اجازه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;   ما قرصمان دیر شده است&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بسیار عاشق شدیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;      آخرینش همین چند وقت پیش بود&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                که عاشق سوسک کاسه توالت شدیم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                 و دلمان نیامد زیر پا له اش کنیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا اجازه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ما مدرن را دوست نداریم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;            هنوز آش برایمان بهترین غذاست&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                      ما با پیتزا کاری نداریم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                         ما هنوز&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                   با کرسی خوش نشین تریم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                              تا بخاری کازی یا فن کوئل&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا اجازه !! ما روزی چند قرص می خوریم؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                      ما قرصمان دیر نشده؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا ما حالمان خوب است&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                         گناهی نکرده ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                           جز اینکه یک سطل آب به چشمه ای ریختیم که خشکیده بود&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                                     تا اگر کسی به آنجا رفت تشنه برنگردد&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;داخل پرانتز می گویم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;(&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ما نگران دختر مو بور بودیم تا دیگر از چشمه با سطل خالی برنگردد)&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا ما هوایی شده ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;              اجازه داریم کمی هوا بخوریم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                        آقا اجازه می دهید از شما اجازه بگیریم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                           تا شما اجازه بدهید که&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                                          قرصمان را بخوریم؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ما نگرانیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;          نگران تمام کسانی که هوایی شده اند&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                       هوای دل به دلشان زده&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا اجازه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;     یک حرف محرمانه بگوئیم؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بعضی از بس مردم را رنگ کرده اند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                        مداد رنگیهایشان تمام شده&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                               تنها رنگ سفید بی مصرف مانده&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;من سفید را دوست دارم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;           من دوست دارم شب را سفید قلم بزنم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا ما همیشه&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;      نگران رود سفید رود بودیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                  که چرا&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                      پشت دیوار بتنی گیر کرده است؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا اجازه!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;     &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; قرصمان کجاست؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;               ما نگران قرصمان هستیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ما سلام نگفته&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;         جواب خدا حافظی می شنویم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                          ما حرف داریم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                              ما دوست داریم با صدای بلند فریاد بزنیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                                      قرصمان کجاست؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نفس کشیدن زوری شده است&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;            پس دادنش را اختیاری کنید&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا اجازه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;به نظر شما قرصمان دیر نشده؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                     آقا ما زیاد حرف می زنیم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                           خوب می دانیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                ما زبانمان سرخ است&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                       و کله مان از سبزی بوی قرمه سبزی گرفته&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ما بارها گفته ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                  که زیادیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;               نه شاید زیادی هستیم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;     ما کم نبوده ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;       هر وقت بودیم محترمانه نیست شدیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                انگشت تحکم همیشه به ما اشاره داشت&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ما هوایی شده ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;        نه اینکه تا به حال زمینی بودیم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                             نه!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا اجازه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرصمان را نمی دهید؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آخر ما از گفتن واژه های ممنوعه در هراسیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بارها شنیده ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;که فلانی در فلان جا فلان حرف را نزده به فلان جایی رفت که فلانی نی انداخت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;فقط و فقط&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;   نی میداند که کجاست&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;       و تنها چوپان دروغگو زبان نی را میداند&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;چوپانان دیگر&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;        در خواب بودند&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;            که سگ با وفا همراه گرگ&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                         به گله زد&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آقا اگر ادامه بدهیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;        دیگر قرص هم سد سخن نمی شود&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                        قرصمان را بدهید&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                      ما حس می کنیم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                     که یا از مردم آنقدر عقبیم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                                     که مردم کوچک شده اند&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                                                              یا آنقدر جلوتر&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                                                                                            که ما برایشان کوچک شده ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آی مردم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;      شما را دوست داریم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style52&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;                 شما قرصمان را بدهید&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;!!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl class=style51&gt; &lt;A href=&quot;http://negahidigar.net/ahvale%20divaneh-farhang-95-88.04.24.htm&quot; target=_blank&gt;اندر احوالات یک دیوانه&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Jul 2009 21:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parande-ye-parvaz&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>parande-ye-parvaz</dc:creator>
<guid>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حرکت سبز ...</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>قلب ها ، قلم ها و گام های ما دیگر از امروز در راستای یک هدف واحد است و آن حق طلبی و حرکت در راستاس ارزش های اصیل انسانی است ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بی شک جامعه امروز ایرانی به این نتیجه رسیده است که وقت یک تغییر فرهنگی فرا رسیده است ... تغییری که در آن تمام مردم ایران زمین و به طور خاص جوانان آن از هر طبقه ، قوم ، نژاد و مذهب سر دمدار این تغییر خواهند بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این تغییر بر پایه بازگشت به ارزش های اصیل انسانی و الهی، تکیه بر خرد ، دانش و تجربه بشری خواهد بود. این تغییر (البته به نظر اینجانب) پیش نیاز توسعه همه جانبه ایران خواهد بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز ما در سرآغاز یک حرکت قرار داریم . حرکت سبز ... برای ایرانی سبز ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Jul 2009 12:42:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parande-ye-parvaz&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>parande-ye-parvaz</dc:creator>
<guid>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نفرین بر امپراطوری دروغ</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>این روزها بسیاری از جوانان، قلب هایی سرشار از خشم و نفرت دارند . خشم و نفرت از دروغ ، ریا کاری، مردم فریبی و ستم کاری
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم گرفته است . دلم برای مظلومیت حق گرفته است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوانان این سرزمین را مشتی ارازل و اوباش می خوانند و به راحتی با  حق مردم بازی می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنقدر ناراحتم که فقط می توانم بخندم. خنده ای دردناک . دردناک از سیلی استبدادی که بر صورت این ملت است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;استبدادی که به هیچ ارزش بشری و انسانی پایبند نیست و فقط مثلث زر و زور و تزویر را می پرستد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاریخ تکرار خواهد شد.... هیچ ظلمی بی پاسخ نمانده است. به قول یکی از دوستان باید عشق، امید و اعتماد به نفس داشت....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Jun 2009 06:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parande-ye-parvaz&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>parande-ye-parvaz</dc:creator>
<guid>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پاسخ به نظر یک عزیز...</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>دوستی برای پست قبلی &quot;وظیفه انسانی و ملی...&quot; نظری ارائه داده بودند که من لازم دیدم که توضیحاتی را اینجا ارائه کنم:
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متن نظر ارسالی:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقا سلام عرض شد&lt;BR&gt;شدیدا ارادتمندیم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فکر میکنم کمتر کسی در کشور باشه که مناظره دیشب را ندیده باشه!&lt;BR&gt;یک مطلب بسیار مهم و ریز در در مناظره دیشب وجود داشت و آنهم شهامت و جرات احمدی نژاد در رو کردن دست گل پسرهای هاشمی بود که تا امروز هیچ دولتی جرات بازگو کردن نام این چپاولگران را نداشته و به سختی هم داره با اینها مبارزه میکنه.&lt;BR&gt;علیرضای عزیز ! اگر میخواهیم به حقیقت برسیم چاره ای نداریم جز اینکه به دور از احساسات و فراجناحی به قضیه نگاه کنیم.&lt;BR&gt;مسئله میر حسین دقیقا مکمل اقدامات سال 76 خاتمی است!&lt;BR&gt;اشتباه نکن!!!!!!!!&lt;BR&gt;خاتمی برای بدست آوردن آرای مردم دست به کار خطرناکی زد و وعده آزادیهای بی حدو مرز را به جوانان ما داد و آرای مردم را هم گرفت! اما نتیجه چه شد؟؟؟؟؟&lt;BR&gt;مانتوها مینی ژوب شد!&lt;BR&gt;پاچه های شلوار دختران ما کوتاه شد!&lt;BR&gt;روسری ها مفهوم خود را از دست دادند و نهایتا...&lt;BR&gt;دختران ما که در نجابت در دنیا حرف اول را میزدند به شیخ نشینهای خلیج فارس ترانزیت شدند!!!!!!!&lt;BR&gt;خدا را شکر که باکری رفت و چنین روزهایی را ندید.&lt;BR&gt;امیدوارم که احمد متوسلیان هیچگاه برنگردد چون با دیدن این اوضاع دق مرگ میشود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;میر حسین در مناظره حرفی برای گفتن نداشت! اصلا این آدم انقدر خالی است که &lt;BR&gt;توان یک مناظره معمولی را ندارد چه رسد به اداره یک کشور!&lt;BR&gt;علیرضای عزیز من ! دستهای سیاست خیلی پنهان و کثیفه!&lt;BR&gt;آیا تو واقعا فکر میکنی اگر موسوی رای بیاره خودش گرداننده امور است؟؟؟!!!&lt;BR&gt;تا حالا کجا بوده؟&lt;BR&gt;مسئله پیچیده تر از این حرفهاست.&lt;BR&gt;بیشتر تحقیق کن خیلی بیشتر.&lt;BR&gt;منتظر نظراتت هستم &lt;BR&gt;موفق باشی دوست خوبم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پاسخ اینجانب:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام&lt;BR&gt;ممنون که سر زدی&lt;BR&gt;من به نظر شما احترام می ذارم ولی  با کمال احترام عرض می کنم که اصلا موافق شما نیستم.&lt;BR&gt;آیا فکر کردین مشکلاتی که مطرح می کنید ریشه از چی گرفته ؟ آیا این مشکلات ناشی از روی کار آمدن خاتمی یا هر کس دیگه است؟ آیا اگر خاتمی انتخاب نمی شد و ناطق می آمد الان مانتو ها تنگ نمی شد و هزار چیز دیگر .... &lt;BR&gt;به نظرم باید عمیق تر فکر کنیم... بله من هم با نظر شما موافقم باید تحقیق کرد فکرکرد و استدلال کرد... بالاترین نعمت خدا به انسان عقل است...&lt;BR&gt;آیا ارزش های اصیل اسلامی مانتو کوتاه و مو زن است؟ و یا صداقت ، اخلاق و آزادگی است؟&lt;BR&gt;چطور می شود که فردی که خود باید مجری قانون باشد بیش ترین قانون شکنی ها را می کند . چطور می شود که به راحتی و بدون ارائه کوچکترین مدرکی و بدون اثبات شدن اتهامی به مسلمان دیگری اتهام زد &lt;BR&gt;بله اگر منظور شما از اداره کشور دروغ گویی ادعا و عوام فریبی باشد کاملا موافقم موسوی توان اداره کشور را ندارد. &lt;BR&gt;همین اقای احمدی نژاد و دوستانش در دوره های قبل در همین دولت ها پست داشتند. آن موقع کجا بودند؟؟؟؟&lt;BR&gt;همین آقایان چرا این اتهام ها را الان مطرح می کنند اگر واقعا چیزی هست چرا تا الان سکوت کرده بودند .&lt;BR&gt;من هم مثل شما طرفدار حق ، عدالت و آزادی هستم . اگر آقای هاشمی مجرم است اگر آقای خاتمی و ناطق و هر کس دیگری مجرم است چرا تا به حال دولت سکوت کرده چرا از ایشان شکایت نمی کند تا برای همه مردم خیانت آنها ثابت شود &lt;BR&gt;مگر نه این است که سکوت در قبال جرم همراهی با مجرم است. &lt;BR&gt;بله سیاست کثیف است !!!!!!!! همین دولتمردانی که روزی در دولت های همین آقایان پست داشتند آن موقع کجا بودند چرا آن موقع که کجروی را می دیدند دم بر نمی آوردند و سکوت کرده بودند؟&lt;BR&gt;اینها است که من و هزاران جوان مثل من به این آقایان و صداقتشان مشکوکیم و به ادعایشان برای ایجاد عدالت و مهرورزی مشکوکیم.......&lt;BR&gt;درد ها بسیار است برادر..........&lt;BR&gt;من همانطور که قبلا هم گفتم باید به ارزش های راستین و واقعی اسلام باز گردیم ........شما کجا در تاریخ صدر اسلام و تاریخ ائمه اطهار این شکل یرخورد ها این ریاکاری ها این سجاده آب کشیدن ها و این عوام فریبی ها را سراغ دارید&lt;BR&gt;حضرت علی (ع) برای قاتل خود حق قایل شده است ...... امام حسین (ع) معلم آزادی و آزادگی است ...&lt;BR&gt;بحث من اصلا شخص موسوی و احمدی نژاد نیست . بحث من انحراف از ارزش های انسانی و اخلاقی است . بحث من دروغ گویی و عوام فریبی است . &lt;BR&gt;من خودم عضو هیچ جریانی نیستم . بچه پولدار هم نیستم . من فوق لیسانس اقتصاد هستم خانواده ای معتقد و با ایمان دارم چندین شهید در خانواده داشته ام . ولی همه آنها در حرف و عمل صداقت داشتند به همان بی حجابی که شما می گویید احترام می گذاشتند انسانی با او رفتار می کردند با عمل خود اطرافیان را تحت تاثیر می گذاشتند &lt;BR&gt;بحث من اصلا بحث چپ و راست نیست . بحث من حفظ اسلام است ، حفظ حق و حقیقت است حفظ خونهای هزاران شهید تاریخ ایران است ...&lt;BR&gt;من رو ببخش اگر سرت را درد آوردم . ولی به این مسئله ایمان و یقین دارم که حق همچون پرتو نوری دل سیاهی را خواهد شکافت ... چه ما باشیم و چه نباشیم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 Jun 2009 09:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parande-ye-parvaz&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>parande-ye-parvaz</dc:creator>
<guid>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وظیفه انسانی و ملی ...</title>
<link>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>امشب شاهد مناظره میان دو کاندیدای ریاست جمهوری بودیم. محمود احمدی نژاد و میر حسین موسوی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظرم همه ما در یک برهه حساس تاریخی و ملی قرار گرفته ایم. این بحث من فارغ از تمایلات سیاسی و نوع نگاه به توسعه کشور است. بلکه ما در مقابل یک انتخاب تاریخی قرار داریم که به نظرم در تاریخ دموکراسی ایران بی سابقه است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما بین انتخاب بین دروغ ، ریا کاری و بی اخلاقی و صداقت و اخلاق مداری و ارزش های انسانی قرار گرفته ایم. طنز داستان ما اینجاست که کسی که خود باید مدافع قانون ، مدافع قانون اساسی و مدافع اخلاق مداری باشد. بدترین ادبیات، زشت ترین روش ها و مزورانه ترین رفتار ها را دنبال می کند. و جالب تر اینکه خود را مدعی اسلام و قرآن می دانند . ... خدایا ما را چه شده است.... شهیدانی خون خود را در تاریخ ایران برای سربلندی ، استقلال و آزادی این ملت نثار کردند... شهیدانی که فقط حقیقت ، عشق و راستی را می دیدند و به ذره ای دروغ و ریاکاری آلوده نبوده اند. شهیدانی از صدر تاریخ ایران زمین تا به امروز چون ستارگانی درخشیده اند.... من از سید حسین فاطمی ها ، مهدی باکری ها ، آبشناسان ها و هزاران شهید دیگر می گویم ........ من از مهدی بازرگان ها و طالقانی ها می گویم که به دنبال اسلام راستین ، اسلام صداقت ، اسلام اخلاق و اسلام خردورز بوده اند. اسلامی که معتقد به رای مردم ، آزادی های مردم و حفظ حقوق آنها در همه زمینه ها است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اسلامی که علی (ع) در آن به مالک اشتر در رابطه با حق مردم و حفظ حق مخالف فرمان می دهد. اسلامی که حسین (ع) و ابالفضل العباس (ع) را برای آزادگی و صداقت قربانی می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من به عنوان یک ایرانی وظیفه انسانی خود می دانم که در حد بضاعت ناچیزم از میر حسین موسوی حمایت کنم ، چراکه در این برهه تاریخی رای به موسوی رای به اخلاق، به انسانیت و رای به بازگشت به ارزش های اصیل و والای انسانی است....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 03 Jun 2009 22:05:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parande-ye-parvaz&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>parande-ye-parvaz</dc:creator>
<guid>http://parande-ye-parvaz.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
